زیباترین سخنت را زمانی بگو
که هراسی از پنجه ی سرد باد نداری
مگذار سپیده دمی زراه رسد
و تو حرفهایت را ناگفته بگذاری
واو در حسرت نشنیده هایت بماند
آیا به او گفته ای که تا بی نهایت هستی دوستش داری؟
و عشق عظیمت درین قفس دل نمی گنجد و فراتر از آنست؟
آیا به او گفته ای که پرنده ای هستی که پرپرواز نداری؟
وپای بند این زمین خاکیی!
آیا به او گفته ای که سرشت ات به گستردگی آسمان و زمین است
وفقط در انتظار نگاهی عاشقانه از جانب او هستی
تا تمام زنجیرها را پاره کنی و به سویش بشتابی!
شعری از فهیمه خراسانی
سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۲ | 6:28