من چقدر قسم یاد کنم که زندگی همیشه خواهان عشق توست
در آغاز سلام ، دل را در گروی نگاه تو گذاشته است
این لحظات شیدایی که شتابان شتابان می گذرد
فقط نگاه عاشقانه ی تو را لازم دارد
و آن آرامشی که از برق چشمان تو ، لازم دارد
و آن تابستان گرم که حرارت دستان تو را همراه دارد
لحظه به لحظه در فکر ثانیه های با هم بودن مان می گذرد
این لحظه دنیا گویا در توقف زیستن ، فقط به عشق فکر می کند
فقط به عشق فکر می کند
صدای من در پرتو عشق ، به گوش جهانیان رسیده است
صدای من در لایه به لایه ی بودن ، به حنجره ی مهربانی رسیده است
اکنون پاییز لحظه ها ، برگریزان را تجربه کرده است
اکنون زردی برگها ، احساس خوب بودن را دزدیده است
من و تو با پایی لنگان ، طی مسیر بودن را داریم
من و تو در هجران لحظات ، فراق را هر لحظه داریم
فراق را هر لحظه داریم
شعری از فهیمه خراسانی