شب ،چه رازی در شب نهفته است؟
شب ، راز سر به مهر هستی
شب ، شب آرامش
آرامش بی پایان
شب سکوت
سکوت وهم آور
شب ، آسودگی جسم و جان
پلکهای آرمیده
شب ، شب سکوت زندگی من
اما چه زود روز شب را در خود فرو می برد
روز!
هیاهو
آشفتگی
نگاههای خوانده نشده
ادراک بی پایان هستی
اندوه بی سرانجامیها
روز با نگاهی عاشقانه هوس را در دل انسان بیدار می کند
روز!
روز مره گی روز
تکرار نابهنگام حادثه ها
شب!
چقدر زیبا روزمره گی روز را به فراموشی می سپارد
شب!
چقدر دلپذیر آغوش خود را برایم باز می کند تا مرا در خود فرو برد.
شعری از فهیمه خراسانی
شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲ | 14:2