تو برایم از لحظه ها بگو
تو برایم از ثانیه های با هم بودن بگو
تو برایم از احساس عشقی که در قلبت است ، بگو
و این بیان عشق ، می تواند تصویر جالب تری از اندرون دل تو داشته باشد
و این بیان عشق ، می تواند رگبرگ نورسته ی عشق را به گلبرگی جذاب
تبدیل نماید
تو برایم از لحظه ها بگو
از آن دل تنگ ات ، وقتی در غروب ترین ثانیه ها ، احساس خوب بودن نیست
از آن دلگیرترین وقت هایی که تو مجبوری ، فقط گام بزنی
فقط گام بزنی
تا خود را سبک کنی از آن غمی که تو را فراگرفته
از آن التهاب و پریشانی و بیقراری که تو را از خود ، بیخود کرده
تو برایم از لحظه ها بگو
آن نگاه بیقرار
آن دستان همراه عاشق
آن تپش و ضربان قلب که بی اراده ، غیر عادی می تپد
و آن حادثه ی نابهنگام عشق که در تصادفی ترین ثانیه های زندگی ات
به سراغ تو آمد
شعری از فهیمه خراسانی
به مناسبت روز ولنتاین