کاغذ سفید عمر من ، فقط واژه واژه از تو می نویسد
از زلال ترین لحظات تا سیاهترین ثانیه های زیستن ، از تو می نویسد
از زیباترین دقایق با تو بودن تا هجرانی که گویا تمامی نخواهد داشت
و این شعرها که گویا دلنوشته ایی از اعماق دل است
و این شعرها که از ناب ترین احساس سرچشمه می گیرد
صدای امواج دریا ، تک ضربه های عاشقانه را به گوش می رساند
و آن تابستان که شرجی ترین هوای بودن بود
و ایستگاه زندگی در تداوم ثانیه ها ، هر آن نگاه تو را لازم بود
و سکوت عمیق واژه ها که دلخوری تو را تبدیل به کوهی از غرور می کرد
این جا هوا بس سنگین سنگین بود
باز هم نگاه تو جایگاهی از امیدواری بود
باز هم دست های تو که همراهی همه ی لحظات نبود
این جا دل در تپش دقایق خود ، فقط روزهای آشنایی را ثبت کرده
این جا زمزمه های عاشقانه در هرم خود ، فقط نام تو را حک دل کرده
حک دل کرده
شعری از فهیمه خراسانی