این زندگی افسانه بود
یا رویایی از توهم خیالی من و تو
وقتی به گذشته نگاه می کنیم
گویا حادثه هایی که واقع شده بودند ، نیستند
گویا حتی خاطرات هم فراموش شده اند
گویا رگبرگ احساس به آتش هوس سوخته شده است
گویا عشق ، در اندرزگاه کمین خفته شده است
گویا سرزمین آرزو ، از گل های پژمرده ، همه و همه لگدمال شده است
گویا ترانه ی بودن و بودن در همین لحظات ، دغدغه ی من و تو شده است
دغدغه ی من و تو شده است
شعری از فهیمه خراسانی
چهارشنبه چهارم مهر ۱۴۰۳ | 5:32