و آن شب مهتاب که رد پای عاشقی با زمزمه ی دوستت دارم در گوش هیاهو
ایجاد میکرد
و آن شب خواستنی که گویا دو دل همدیگر را شناخته بودند
و آن روشنی روز که نگاه تو ، آشکارترین دقیقه بود
و آن افروختن آتش ، که گویا در قلب ها نهفته بود
و این لحظاتی که از عشق ، فقط سخن بود
و این روزگاری که گل را برایت به ارمغان می آورد
و این صداقت دل که نیت پاک قلبی را خبر میداد
و این درخشان ترین لحظه که شگفت انگیز ترین ثانیه ی عمر تو می باشد
شگفت انگیز ترین ثانیه ی عمر تو می باشد
شعری از فهیمه خراسانی
یکشنبه سوم فروردین ۱۴۰۴ | 15:24