باران با قطره قطره باریدن خود ، پاییز زندگی را یادآور می شود
و این روزهای سرد دلتنگی که گویا خودت هم خواستار آن نیستی
و این روزهای سیاهی که دمادم تنفس تو را به مخاطره می اندازد
و این روزهای عجیبی که گویا برای خودت هم تازگی دارد
گردش فصل ها تو را به وادی بهار نزدیک می کند
بهاری که با دل پاییزی تو جور نمی شود
بهاری که با بوی خوش زندگی همراه نیست
بهاری که رهایی از قید و بند ها برای تو امکانپذیر نیست
و تو که باز هم دوست داری زیر قطره قطره باران راه بروی
و به سرنوشت باران گونه ی خود بیاندیشی
بیاندیشی !
شعری از فهیمه خراسانی
چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۴ | 21:22