و این جا در سکوت لحظه ها ، آهنگ بودن باز هم ریتم خود را دارد
و این جا در دل شب ، شباهنگ عاشق ، واژه واژه ی سکوت را تعبیر می کند
وقتی تو بودی و گام هایی که عاشقانه به سویت قدم بر می داشت
وقتی تو بودی و انرژی حیاتی که دمادم با تو طی می گشت
روزها دوان دوان از پی هم می گذشتند
ثانیه ها در آنچه که روزمرگی ها بود ، توان خود را باز می یافتند
و من و تو و فانوسی که سوسو زنان اطرافمان را روشن می کرد
و من و تو و ماهی که مهتاب گونه بر سرمان پهن می شد
چه می شد اگر روزگار اینگونه با ما سر جنگ نداشت
چه می شد اگر آواز جغد شوم ، در خانه مان را خراب نمی کرد
چه می شد اگر باز هم روز بود و باز هم روز بود و باز هم روز بود
باز هم....
شعری از فهیمه خراسانی
پنجشنبه دوم مرداد ۱۴۰۴ | 18:33