آن گاه که نگاهت ، حدیث تمام مهربانی ها بود
آن گاه که نگاهت ، جاذبه ی تمام زندگی بود
بهاری که با بوی خوش طراوت درختان سرسبز بود
بهاری که با عطر بهار نارنج ، هنگامه ی بودن تو را فریاد می زد
و این ثانیه ها که دل هراسی جز از دست دادن تو نداشت
و این ثانیه ها که دل فقط شیداوار در قامت تو ، عشق را داشت
از این دقایقی که زندگی مساوی با عشق ورزیدن بود
از این دقایقی که دیرترین ها را با انتظاری کشنده به جانب ات ، رهسپار بود
و این تنهایی ها که در راه عاشقی ، خود تعبیر دیگری از عشق بود
و این تنهایی ها که در کوچه پس کوچه ی عاشقی ، باز هم عشق ورزیدن بود
باز هم عشق ورزیدن بود
شعری از فهیمه خراسانی
جمعه بیست و یکم آذر ۱۴۰۴ | 21:56