تو را در لابلای زرورقی از عشق می خواستم
تو را در لابلای احساس های عاشقانه می خواستم
تو را در حریری ابریشمین از نگاهت می خواستم
تو را در وادی آباد عاشقی می خواستم
شاید زندگی آنی نباشد که تو می خواهی
شاید تاریکی در تمام لحظاتت بخواهد خودنمایی های خود را داشته باشد
شاید حدیث مهرورزی فقط در بیان باشد
شاید سخن و سخن و فقط سخن در زندگی باشد
و اکنون که قطره قطره باران از آسمان خدا می بارد
و اکنون که دلتنگی ها هم با حضور باران برطرف می شود
و اکنون که سبزترین حس بودن ایجاد می شود
و اکنون که جاودانه ترین شعر زندگی سروده می شود
بودن و بودن
شعری از فهیمه خراسانی
دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴ | 10:44